

به یاد اسطوره ی تکرار نشدنی تاریخ موسیقی : مایکل جکسون 
بعد از ظهر روز پنج شنبه 25 ژوئن 2009، (نیمه شب پنج شنبه 4 تیر 1388 به وقت تهران)، اولین باری نبود که مایکل دنیا را می لرزاند و احتمالا آخرین بار نیز نخواهد بود. او رمز آلود زیست و رمز آلود مرد. برای مردی که سرتاسر زندگیش حادثه و راز بوده است، جز این نیز نباید تصور میشد. اما کج خیالی خواهد بود اگر فکر کنیم تمام شده است. به گفته ی خودش به دنیا آمده تا هیچ وقت نمیرد. و نخواهد مرد. باز هم دنیا را تسخیر خواهد کرد. کسی نمی داند چه در راه خواهد بود. شاید آهنگ های قدیمی هرگز منتشر نشده اش. شاید آهنگ های جدیدی که قرار بود در آلبوم جدیدش منتشر شوند. شاید جوایزی که پس از مرگش به او تعلق بگیرند. شاید ویدئوهای بیشتری از اجراهای زنده ی او در سرتاسر دنیا... و صدها شاید دیگر. چیزی که مشخص است، اینست: تمام نشده و تمام نخواهد شد.
مرگ پایان کبوتر نیست
این بار دیگر شایعه نیست ولی ای کاش بود. حقیقت دارد.روح مایکل به دنیای باقی شتافت. او تنها 50 سال داشت. واژه ها نمی توانند بیانگر تاثر ما باشند.
ماموران اورژانس او را در خانه اش در لس آنجلس در حالیکه نفس نمی کشید پیدا کرده و به بیمارستان UCLA انتقال دادند. اما تلاش بی وقفه ی پزشکان هیچ ثمری نداشت و جسم مایکل ما را ترک کرد. علت مرگ او ایست قلبی تشخیص داده شده است. پیکر مایکل را پس از چند ساعت به مرکزی در شهر لس آنجلس انتقال دادند تا با کالبد شکافی، علت اصلی این ایست قلبی مشخص شود. تحقیقات ادامه داد...
او نمرده است. مایکل جکسون اسطوره ای بی بدیل و جاودانه است.


مايكل جوزف جكسون، اگر شناخته شده ترين چهره در صنعت موسيقي نيست، بدون شك يكي از شناخته شده ترين چهره هاست. نامش در همه جا شنيده شده و ميليونها نفر در سرتاسر كره ي خاكي طرفدار او هستند. مايكل جكسون به يك اسطوره بدل گشته است. او نه تنها به جهت استعداد شگرف و غير قابل انكارش در موسيقي، بلكه به خاطر فعاليتهاي انسان دوستانه و دل مشغوليهايش نسبت به محيط زيست و زميني كه بر روي آن زندگي ميكنيم، شهرت فراوان دارد. موسيقي او از راديوهاي سرتاسر جهان، از افغانستان گرفته تا زولولند، پخش شده است. او چندين تور جهاني برگزار كرده و جايزه اي در صنعت موسيقي يافت نميشود كه مايكل آن را به خانه نبرده باشد. جوايز «هنرمند بين المللي سال مايكل جكسون»، «طلايه دار كليپ موسيقي ام.تي.وي مايكل جكسون» به ياد او كه اولين دريافت كننده ي آنها بود، نام گذاري شده اند و نام او بارها در كتاب ركوردهاي جهاني به عناوين مختلف ثبت گرديده است.
مايكل در عين حال كه مشهور ترين و حرفه اي ترين خواننده اي است كه جهان تا كنون به خود ديده، بي شك، كمتر فهميده شده ترين و در اغلب موارد، بد جلوه داده شده ترين شخص در عرصه ي موسيقي نيز هست. نقل قولهاي بسياري از او، به غلط در روزنامه ها و مجلات چاپ شده و اعمال و رفتار او پيوسته آماج بدترين توهينات و تمسخرات از جانب رسانه هاي گروهي قرار گرفته است. شيوه ي زندگي او، هر روز بر صفحات روزنامه هاي محلي در سرتاسر دنيا، به استهزا گرفته ميشود. مايكل جكسون، قرباني جهل مطلق رسانه ها و مخاطبان آنها شده است و اينچنين ناديده گرفتن او و شهرت بي مانندش، بسيار دلسرد كننده است .


دقایقی پس از ساعت 12 ظهر روز 25 جوئن به وقت لس آنجلس، مایکل دچار یک ایست قلبی کامل شد. در ساعت 12:21 دقیقه ی بعد از ظهر از منزل مایکل در شهر لس آنجلس با مرکز فوریت ها (119) تماس گرفته و گزارش داده شد که مایکل از هوش رفته و از تنفس باز ایستاده است. پزشکان با رسیدن به خانه ی مایکل با بدن او که نفس نمی کشید روبرو شدند. پیش از ورود آنها دکتر مایکل عملیات احیای قلبی را آغاز کرده بود. شواهد حاکی از ایست قلبی بود و پزشکان در آمبولانسی که پیکر مایکل را به بیمارستان Ronald Reagan UCLA در لس آنجلس انتقال میداد، عملیات احیای قلبی وی را ادامه دادند. در بیمارستان به رغم تلاش دو ساعته ی پزشکان برای بازگرداندن مایکل، علائمی از حیات جسمانی در وی دیده نشد. بدین ترتیب کابوسی که از ساعتی قبل ذهن های نگران بسیاری را به دنبال خود سرگردان کرده بود، از سوی مراجع رسمی معتبر به عنوان خبر اول جهان، خروجی های رسانه ها در سرتاسر دنیا را به تسخیر خود درآورد.
به دنبال این اعلام، پیکر مایکل جهت انجام کالبد شکافی و کشف علت مرگ، توسط یک هلیکوپتر به پزشکی قانونی انتقال یافت. یکی از بستگان خانواده ی جکسون میگوید که شب قبل از آن مایکل در تماسی تلفنی با فرانک دیلو گفته بود که حال زیاد مساعدی ندارد. به دنبال آن پزشک مایکل شبانه عازم خانه ی وی میشود. این منبع می گوید شاید تزریق بیش از اندازه ی داروی مسکن به مایکل توسط پزشک وی باعث ایست قلبی وی شده باشد. به گفته ی این منبع مایکل برای تسکین دردهای جسمانی ناشی از انجام تمرینات آماده سازی کنسرت هایش که قرار بود کمتر از یک ماه دیگر در لندن افتتاح شود، از داروهای مسکن استفاده میکرده است. این گفته هنوز تایید نشده است و کشف علت اصلی فوت وی، منوط به یافته های تیم کالبد شناسی است که طبق اعلام رسانه ها از روز جمعه کار خود را شروع کرده اند و معلوم نیست این عملیات چقدر طول بکشد.
مایکل دارای سه فرزند است: پرینس مایکل 12 ساله. پاریس مایکل کاترین 11 ساله و پرینس مایکل دوم با اسم مستعار بلانکت 7 ساله.
گزارش داده شده است که فرزندان مایکل با حضور در بیمارستان با پدرشان وداع کردند و سپس به خانه شان بازگشتند.


با شروع پخش شایعات هزاران طرفدار در اطراف بیمارستانی که مایکل در آن قرار داشت تجمع کردند تا شاید خبر تکذیب شایعه را از زبان مسئولین بشنوند. طرفداران در جای جای جهان به یادبود او شمع روشن کرده اند. شبکه ی خبری سی ان ان برنامه ی روزانه ی خود را به مایکل اختصاص داد و طی آن با افراد بسیار زیادی که مایکل را از نزدیک می شناختند، مصاحبه کرد. این خبرگزاری همچنین تصاویری از شهرهای نیویورک و لس آنجلس مخابره کرد که در آنجا طرفداران به یاد مایکل و در ستایش هنر و موسیقی او، همصدا آهنگ هایش را می خواندند.
مایکل نه فقط در زمان حیاتش، بلکه در هنگام مرگش نیز با آهنگ هایش مردم کوچه و بازار را به رقص واداشت و آنها را سرگرم کرد. بر روی بیلبوردهای تبلیغاتی عظیم خیابان های شلوغ نیویورک خبر درگذشت مایکل جکسون نقش بست. مرگ او خبر اول رسانه های دنیا شد. سایت های آنلاین خبری بر اثر ترافیک از کار افتادند. و مردم به گرامیداشت یاد او به خیابان ها ریختند. خواندند و رقصیدند تا روح مایکل بداند موسیقی که خلق کرده است، پس از مرگش نیز میماند. تا ابد میماند.
افراد سرشناس و هنرمندان بسیاری در پیام های جداگانه ای درگذشت مایکل را یک شوک عظیم و یک فقدان بزرگ توصیف کرده اند. در این بین نام افرادی چون کویینسی جونز، بروک شلدز، بری گوردی، مدونا، جاستین تیمبرلیک و بسیاری دیگر مشاهده میشود. تمامی افراد سرشناسی که این خبر ناگوار را شنیده اند، در پیام های تسلیت خود، آن را شوکه کننده و ویرانگر توصیف نموده اند.
در گزارشی آمده است که الیزابت تیلور به دلیل افسردگی بسیار زیاد ناشی از دریافت این شوک ویرانگر، قادر به انتشار بیانیه ای برای تسلیت این فقدان بزرگ نیست. خانواده ی جکسون به شدت متاثر هستند و جرمین جکسون برادر بزرگ تر مایکل در کنفرانسی مطبوعاتی در بیمارستان از رسانه ها خواست به خلوت آنها احترام بگذارند.
تهمت ها، ادعاهای بی اساس علیه او، زبان تند رسانه ها در به نقد کشیدن کوچکترین حرکت هایش، بی محلی به دستاوردهای عظیمش، نادیده گرفتن آهنگ های تاریخ سازش... همگی به یکباره متوقف شد. اکنون دنیا یک دل و یک زبان از خوبی هایش میگوید. از هنر و موسیقی اش. همه جا آهنگ های او را می خوانند. شبکه های رادیویی و تلویزیونی یک بند آهنگ های او را پخش میکنند. همه در مدحش زبان گشوده اند. تمامی جنجال ها از یاد رفته است. تمامی اتهامات از یاد رفته است. آنچه باقی مانده است هنر اوست و شخصیت بی بدیل و دوست داشتنی اش. و این یعنی او بی چون و چرا یک اسطوره است.

ماههای اخیر شایعات بسیاری در مورد مایکل جکسون در دنیا دهن به دهن میگشت. خبر بیماری او توسط یک ستون نویس که به شایعه پراکنی و جنجال سازی شهره ی عام و خاص بود، در دنیا پیچید. بعد مایکل سالم و سرحال اما با بدنی لاغر در ماه آپریل امسال خبر از برگزاری کنسرت در لندن داد. گفت "شما را در ماه جولای خواهم دید." 10 کنسرت تبدیل به 50 کنسرت شد. و بعد گفته شد که احتمالا توری جهانی و سه ساله در راه خواهد بود. از سرتاسر دنیا بهترین رقصندگان انتخاب شدند. تیمی عظیم و حرفه ای شکل گرفت تا آنچه که قرار بود برترین نمایش صحنه ی تاریخ اجرای زنده باشد را خلق کند. تمرینات آغاز شد و شایعات بالا گرفت. مایکل مدل مویش را تغییر داد. همه می دانستند موهای فر شده ی او بوی کنسرت و تور میدهد. مراجعات پی در پی او به کلینیکی درمانی در لس آنجلس، محل اقامت مایکل و انجام تمرینات آماده سازی کنسرتهای لندن، جنجال ساز شد. رسانه ها به سلامت او شک کردند اما مسئولان AEG، کمپانی برگزار کننده ی کنسرت های لندن اطمینان خاطر دادند که او سالم است. گفتند مایکل یک تست 5 ساعته ی سخت ورزشی را با درجه ی عالی پشت سر گذاشته است. خلاصه دنیا منتظر ماه جولای بود. تاریخ شروع کنسرت ها از 8 به 13 تغییر یافت. رسانه ها آماده نبودن مایکل را علت آن دانستند و AEG دلیلش را آماده نبودن صحنه ذکر کرد. فروش آلبوم های مایکل به خاطر اعلام برگزاری کنسرت ها بالا رفته بود. همه خوشحال و هیجان زده بودند و مایکل بیش تر از همه. 750 هزار بلیط طی چند ساعت ناپدید شد. مایکل تا آخرین دقایق زندگیش نیز به ثبت رکورد های جدید ادامه داد. بلیط های 50 کنسرت لندن با سرعت نور به فروش رفتند. مردم از سرتاسر دنیا این بلیط ها را خریدند. کنسرت هایی که به This Is It معروف شده بود، در تاریخ به عنوان پر سرعت ترین از لحاظ فروش بلیط به ثبت رسیدند. همه چیز خوب و طبق برنامه پیش میرفت. کنی اورتگا، کارگردان کنسرت های لندن در صفحه ی خود در Twitter خبرهای هیجان انگیزی می نوشت. اینکه مایکل چقدر سرحال است و فوق العاده کار میکند. اینکه مایکل محشر است. اینکه چقدر همه چیز خوب است، اینکه...

پنج شنبه 25 ژوئن 2009 آخرین تمرین مایکل، عالی برگزار شد. او بسیار خوشحال بود. این را تمامی افرادی که با او بودند تایید می کنند. او بر روی صحنه بسیار پرانرژی و عالي آخرین اجراهای زندگیش را انجام داد. با همه شوخی کرد. همه را خنداند. همه را به هیجان آورد. همه را سرگرم کرد. همه را خوشحال کرد و بعد همه را شوکه کرد. دنیا را شوکه کرد. حتی آنهایی که طرفدار نبودند نیز در غم از دست دادن یک اسطوره ی تکرار نشدنی فرو رفتند و افسوس خوردند. او پنج شنبه تا ساعت یک پس از نیمه شب بر روی صحنه خواند و رقصید. فقط کمی احساس گرفتگی در گلویش داشت. شب پزشکش نزد او بود و میگویند برایش داروی مسکن تزریق کرده بود. می گویند درد داشته است. اما نگفته اند از چه دردی رنج میکشید. ظهر روز بعد روحش تصمیم میگیرد که دیگر از این دنیا و دردها و رنج هایش از آدمهایی که هر بیشتر میداد، بیشتر میخواستند و کمتر سپاس میگفتند خسته شده است. و قلبش خیلی ناگهانی تصمیم میگیرد دیگر نتپد. قلبی که برای تمام دنیا می تپید. برای تمامی خوبی ها برای بچه ها برای انسان ها برای موسیقی برای صلح برای عشق برای اعجاز و ادامه میداد تا معجزه های بیشتری خلق کند. قلبی که در طول زندگیش رنجیده شده بود. زخم برداشته بود. به گواه دوستان نزدیک او، به شهادت خانواده اش، مایکل از کسانی بیشترین ضربه را خورد که بیشترین اعتماد را به آنها کرده بود. همسر سابقش لیزا ماری پریسلی، دختر الویس پریسلی فقید، افسانه ی راک، میگوید خون آشامان و زالو صفتان به دورش حلقه میزدند. مایکل تصمیم گرفت به کسی اعتماد نکند. تنها بود. خیلی تنها. اوری گلر دوست نزدیکش میگوید مایکل در چشمانش خیره شده و گفته بود که او مردی تنهاست، بسیار تنها.
مایکل جکسون هدیه ای مقدس از طرف خدا بود که برای نجات بشریت از غم و اندوه اومده بود ولی متاسفانه همین انسانها با اهانتها و تهمتهای بیجا و شایعات بیشماری برای مایکل تو رسانه ها و جراید ایجاد کردند نه تنها به شخصیت هنری این انسان بزرگ لطمه زدندوارزش یک عمر خدمات هنری اون رو لکه دار کردند بلکه به روحیه ی حساس و هنری این اسطوره ی بزرگ موسیقی به شدت لطمه زدند و این باعث تاسف است چون انسانی مثل مایکل یا بهتر بگم اسطوره ای مثل او هرگز دیگر در عالم موسیقی پیدا نخواهد شد .اسطوره ای که درقلب تمام مردم دنیا با هر ملیت و مذهبی راه پیدا کرده بود.بهتر بود به جای اتهامات و توهین هایی که به مایکل شد از خدمات بینظیری که در تمام فعالیت هنری اش کرد حرفی به میون میومد از کنسرتهایی که تمام درآمد حاصل از این کنسرتها رو به فقرا و بیماران اختصاص میداد مایکل نه تنها اسطوره ی بینظیر عالم موسیقی بلکه انسانی به تمام معنا مهربان و سخاوتمند بود که باید سرمشق تمام انسانهای روی زمین باشه .مایکل قلب پاکی داشت و روح بزرگی که در تاریخ هرگز تکرار نخواهد شد..قلب او ایستاد ..اما اکنون در قلب عاشقانش میتپد.
زنده خواهد ماند.
"تقدیم به مایکل عزیزم"
Gone Too Soon
همچو ستاره ای دنباله دار
که در آسمان شلعه ور میشود
خیلی زود رفتی
همچو رنگین کمانی
که در یک چشم بهم زدن محو میشود
خیلی زود رفتی
پرنور و براق
و با درخششی باشکوه
روزی اینجا بودی
شبی رفتی
همچو محو آفتاب
در بعد از ظهری ابری
خیلی زود رفتی
همچو قصری
ساخته شد در ساحلی شنی
خیلی زود رفتی
همچو گلی شکفته شده
ورای دست رسی ها
خیلی زود رفتی
زاده شده برای سرگرم کردن، الهام بخشیدن، شاد کردن
روزی اینجا بودی
شبی رفتی
همچو غروب خورشید
که با طلوع ماه می میرد
خیلی زود رفتی
خیلی زود رفتی

من زاده شدم تا هيچگاه نميرم
من زاده شدم تا هيچگاه نميرم تا در شادي زندگي كنم، هيچگاه اشك نريزم تا به حقيقت شهادت دهم، هرگز دروغ نگويم تا عشقم را بدون آه كشيدن تقسيم كنم تا بازوانم را آزادانه از هم بگشايم
اين رقص من است، اين حد اعلاي من است
بدون خطا، بدون تاسف
اينجا هستم تا فراموش كنم
خاطرات لكه دار گناهان پنداشته شده ي
دوستان و آشنايان را
ما آمده ايم به اينجا تا جشن بگيريم
رها شدن از هر ترسي را
هر عقيده، هر نسل
هر نوع تفكيك، طبقه يا مذهبي را
حس آزاد بودن، بياييد پرواز كنيم
در بي نهايت، آنطرف آسمان
چرا كه ما زاده شديم تا هيچگاه نميريم
تا در شادي زندگي كنيم، هيچگاه اشك نريزيم
تا به حقيقت شهادت دهيم، هرگز دروغ نگوييم
تا عشقهامان را بدون آه كشيدن تقسيم كنيم
تا بازوانمان را آزادانه از هم بگشاييم
.
.
.
مایکل جکسون
Dancing The Dream - 1992

او زنده است تا همیشه
دوستت دارم مایکل و هرگز فراموشت نخواهم کرد
روحت شاد

